[us_single_image image=”6225″ align=”center”]

ضوابط کلی تأليف و ترجمه

تأليف اثری است كه در آن مؤلف و يا مؤلفان اثر يافته ها و يا نظرهاي شخصی، يا اشخاص صاحب نظر را پردازش و با نظر خود به صورت هماهنگ و مجموعه اي تخصصی و كامل در قالب يك موضوع مطرح مي كنند.

ويژگيهای مؤلف:

1- سابقه تدريس يا تحقيق در رشته تخصصي كتاب

2- دارا بودن مقالات چاپ شده مرتبط با موضوع كتاب

3- مرتبط بودن موضوع كتاب با رشته تخصصی مؤلف

4- تسلط به مهارت هاي نوشتاري زبان فارسي .

استانداردهاي تأليف عبارتند از:

1- مشخص بودن هدف كتاب.

2- استفاده از منابع معتبر.

3- طرح و پردازش يافته هاي خود و ديگران.

4- هماهنگي و تناسب مطالب با يكديگر و با هدف كتاب.

5- به روز بودن منابع و مآخذ ( حسب مورد).

6- جامعيت مباحث در موضوع مورد بحث.

7- نظم منطقي در توالي فصول كتاب.

ملاك هاي تأليف عبارتند از :

1- بيان هدف كتاب در پيشگفتار و رعايت آن در متن.

2- اشاره به يافته هاي منتشر شده ديگران در ارتباط با موضوع كتاب در متن.

3- ارجاع به يافته ها و نظرات مؤلف در متن كتاب.

4- دارا بودن طرح مفاهيم تشكيل دهنده موضوع كتاب.

5- ارجاع به آخرين يافته ها و منابع مرتبط با موضوع كتاب.

6- عرضه مطالب كتاب به صورت دسته¬بندي شده و مرتبط به هم بطوري كه يك متن به هم پيوسته را نمايان كند.

7- جامع و مانع بودن موضوعات و مباحث كتاب.

8- برخورداري از يك نظم منطقي در ترتيب فصول و مطالب ارائه شده با توجه به هدف و عنوان كتاب.

نشانگرهاي تأليف عبارتند از:

1- بيان هدف در پيشگفتار.

2- ارجاع درون متني با توجه به شيوه نامه تأليف و ترجمه.

3- ارجاع درون متني به يافته ها و نظرات مؤلف در متن كتاب و سايرين با توجه به ضوابط تأليف.

4- ميزان تطابق طرح مفاهيم تشكيل دهنده موضوع كتاب با فصل ها، زير فصل ها، بخشها، زير بخشها، اشكال و نمودارهاي كتاب.

5- ذكر منابع ومآخذ، استانداردهاي مرتبط با موضوع، نزديك به تاريخ انتشار كتاب( ترجيحاً 2 تا 5 سال اخير ) و توجيه منابعي كه از نظر تاريخي، براي موضوع مورد نظر بايد عرضه شود.

6- جامعيت مباحث و فصول، در چارچوب هدف هاي ويژه تشكيل دهنده كتاب.

7- خلاصة مفاهيم اصلي هر فصل در پايان فصل مربوطه.

ضوابط ترجمه

تعريف ترجمه:

ترجمه اثري است كه صاحب اثر، مفهوم و محتواي كامل يك كتاب را از يك زبان به زبان ديگر بر مي گرداند.

انواع ترجمه را مي توان به دسته تقسيم كرد:

الف- تحت اللفظي – ب- مفهومي – ج – آزاد.

– با توجه به دسته¬بندي ذكر شده ترجمه مطلوب آن است كه مترجم ساختار كتاب اصلي را حفظ و متن را به دقت و با استفاده از معادل¬هاي مناسب و رايج و با رعايت يكنواختي در سراسر كتاب به طور سودمند به زبان فارسي آن چنان برگرداند، كه براي خواننده فارسي زبان قابل فهم باشد.

استانداردهاي ترجمه عبارتند از :

1- حفظ ساختار كتاب« حفظ فصل بندي، بخش بندي، پاراگراف بندي، نوع و اندازه حروف كتاب»

2- حفظ امانتداري كتاب اصلي، « حفظ مفهوم كتاب بدون هيچگونه حشو و زوائد».

3- دقت در ترجمه، « حذف هيچيك از كلمات اصلي، عبارات، جملات و پاراگراف ها مجاز نمي باشد».

4- استفاده از معادل هاي مناسب و رايج براي واژگان.

5- به كار بردن واژگان انتخاب شده براي كلمات به طور يكسان در تمام متن .

6- حفظ سودمندي اثر با توجه به هدف كتاب اصلي براي خواننده با اضافه كردن توضيحات و پاورقي و يادداشت ها درپايان كتاب ( در صورت نياز) .

ويژگي هاي كتاب مطلوب براي ترجمه

1- كتاب مورد ترجمه از زبان ديگر ترجمه نشده باشد و به زبان اصلي باشد( در غير اين صورت، تشخيص بر عهده شوراي تخصصي است).

2- ناشر كتاب اصلي معتبر باشد.

3- مؤلف كتاب اصلي شناخته شده و پژوهشگري برجسته در موضوع كتاب باشد.

4- در مورد كتاب هاي درسي، كتاب به عنوان كتاب درسي دانشگاه هاي معتبر جهان باشد.

5- از انتشار آخرين چاپ كتاب بيش از 5 سال نگذشته باشد ( مگر دربارة كتاب هاي مرجع كه تشخيص آن بر عهده شوراي تخصصي مي باشد).

6- طيف مخاطبان كتاب مشخص باشد و حتي الامكان در رشته مربوطه بخش گسترده-اي را پوشش دهد.

ويژگي هاي مترجم

1- مترجم به زبان اصلي كتاب تسلط داشته باشد.

2- موضوع كتاب در رابطه با رشته تخصصي مترجم باشد و يا مترجم موضوع كتاب را تدريس كرده باشد.( به تشخيص شوراي تخصصي انتشارات).

3- با واژگان تخصصي معادل و رايج در زبان فارسي آشنا باشد.

4- به مهارت هاي نوشتاري زبان فارسي تسلط داشته باشد.

5- حداقل دو مقاله به زبان اصلي يا تخصصي داشته باشد. (مگر به تشخيص شوراي تخصصي انتشارات و در صورت نياز استعلام از شوراي انتشارات)

6- مترجم حداقل دو مقاله به زبان فارسي به چاپ رسانده باشد.

همیشه چاپ کتاب در ذهن افراد وجود داشته ولی ترسی برای برای تازه کار ها وجود دارد که با رعایت 20 نکته زیر به راحتی قابل حل است؛در ادامه باهم نکاتی را که با استفاده از آنها می توان در مدت یک ماه کتاب نوشت را بررسی میکنیم

۱- لذت ببرید.

اگر به دنبال نوشتن هستید، احتمالا از انجام این کار لذت می‌برید. به یاد داشته باشید، حس شادی که هنگام نوشتن دارید را خوانندگان متوجه می‌شوند. زندگی کوتاه است و زمانی که هر یک از ما برای نوشتن داریم از آن هم کوتاه‌تر است. زندگیتان را صرف انجام کارهایی که دوست ندارید، نکنید (مخصوصا اگر کسی بابت آن به شما پولی نمی‌دهد).

۲- خودشناسی مهم است

اگر از نوشتن لذت نمی‌برید ایرادی ندارد. این همان چیزی است که هنگام شروع کردن کارهایی مانند نوشتن برای ماه ملی رمان نویسی، سعی دارید متوجه شوید. ممکن است نخواهید کتاب بنویسید. ممکن است موضوع برای شما جالب نباشد یا شما را جذب نکند.

۳- تمرین را جدی بگیرید.

حتی اگر از یک میز سرپایی استفاده می‌کنید، باید بدانید که نوشتن اکثرا یک فعالیت بی‌حرکت و ساکن است. اگر ورزش کنید بیش‌تر روی کارتان تمرکز خواهید کرد. اگر ترجیح می‌دهید صبح بنویسید، بعدازظهر ورزش کنید. فراموش نکنید این کار، یک امر دراز مدت است و بهتر است بعدا هم آن را ادامه دهید.روی فرم بودن ضروری است، زیرا بیماری ممکن است شما را از دور خارج کند.

4- تداوم در نوشتن مهم است.

از چیزی که می‌نویسید مطمئن باشید؛ یا حداقل  هر روز مطالبی که قبلا نوشته‌اید را ویرایش کنید. بهتر است مدام با دنیایی که آفریده‌اید در ارتباط باشید، زیرا اگر ۴۸ ساعت از آن دور باشید از خالق آن اثر تبدیل به خواننده آن می‌شوید.

۵- فرصت ها را غنیمت بشمارید.

اگر به خودتان بگویید ۳۰ دقیقه در روز، کافی نیست، هرگز هیچ کاری انجام نخواهید داد. از هر مقدار زمانی که دارید استفاده کنید. یادتان باشد که اگر هر روز ۳۰ دقیقه بنویسد در کل ماه زمان زیادی خواهد بود.

۶- تغذیه برای یک نویسنده مهم است.

قبل از نوشتن خیلی کم یا خیلی زیاد غذا نخورید؛ زیرا هنگام نوشتن باید آگاه و هوشیار باشید.

۷- مشارکت اجتماعی بالا داشته باشید.

اجازه ندهید نوشتن شما را منزوی کند. بخشی از نویسندگی این است که بدانید انسان‌ها چگونه حرف می‌زنند و رفتار می‌کنند. اگر خودتان را منزوی کنید یکی از ابزارهای یادگیری را نادیده گرفته‌اید.

۸- شغلتان را قبول کنید.

سخت‌ترین کار این است که هنگام نوشتن، نگران پول یا شغل خود باشید. شغلتان را به عنوان وظیفه‌ای که در تضاد با هنر شما است، نبینید. در مقابل به این فکر کنید چگونه این دو می‌توانند مکمل همدیگر باشند. شرکت یا کارفرمایتان را به عنوان حامی مالی و همکارانتان را مانند خوانندگانتان ببینید.

9- برای یک نوشته ی خوب باید قبلا خواننده ی خوبی بوده باشید

علاوه بر نوشتن، بهترین راه برای پرورش مهارتتان، کتاب خواندن به صورت مداوم است. هنگام خواندن شما با بخش‌هایی مواجه می‌شوید که نویسنده در انتقال احساسی که شما نیز روی آن کار می‌کنید موفق بوده یا شکست خورده است؛ در هر دو صورت شما در حال یادگیری هستید.

۱۰- نگران حجم کمی نوشته و تعداد لغات نباشید.

تعداد کلمات یک کتاب، فقط یک عدد است. مطمئنا تنها چیزی که شما نمی‌خواهید این است که نوشته‌ی شما به خاطر ۵۰۰۰۰ کلمه پر از صحنه‌های بی‌محتوا باشد. اگر در آخر نوامبر ۴۰۰۰۰ کلمه بنویسید که دوستشان دارید، خوشحال‌تر خواهید بود.

۱۱- در صورت نیاز تجدیدنظر کنید.

مطمئنا نمی‌خواهید کل ۳۰ روز را صرف کامل کردن ۲۵۰ کلمه‌ای کنید که روز اول نوشته‌اید؛ پس به کارتان ادامه دهید. گاهی باید تجدیدنظر کنید و ممکن است چند بار این کار را انجام دهید.

۱۲- خیال‌ پردازی کنید.

حتی اگر از آن‌چه می‌نویسید لذت می‌برید، روزهایی وجود دارند که حس می‌کنید نویسندگی یک کار بیهوده است. درباره‌ی رویاهایتان خیال‌بافی کنید: جلد کتاب چطور باشد؟ در بخش سپاس‌گزاری از چه کسانی تشکر کنید؟ این کار باعث می‌شود سختی‌ها را، راحت‌تر  تحمل کنید.

۱۳- توجیه اجتماعی برای ارائه داشته باشید.

یکی از مشکلات نویسندگی این است که کاری را که انجام می‌دهید، برای خانواده، دوستان و غریبه‌ها توضیح دهید. آن‌ها بدون آن که قصد اذیت کردن داشته باشند، می‌پرسند کتاب شما درباره‌ی چه چیزی است. اگر چه شما پاسخ این سوال را می‌دانید، ولی توضیح آن هنگامی که هنوز در حال نوشتن آن هستید، سخت است. یک پاسخ سریع بدهید. احتیاجی نیست درست باشد؛ فقط باید شما را از آن مکالمه خلاص کند.

۱۴- نظرسنجی کنید.

شما می‌توانید از تعاملات اجتماعی استفاده کنید، تا محبوبیت آینده‌ی کتابتان را بسنجید. مردم چه واکنشی به پاسخ شما درباره‌ی کتاب می‌دهند؟ علاقمند می‌شوند یا بی‌تفاوت؟ این نظرات به شما در نوشتن و زمانی که کتابتان را به ناشر می‌دهید، کمک می‌کنند.

۱۵- شرکای هم‌ نظر و همفکر پیدا کنید.

در دنیای تناسب‌اندام، کار کردن با یک دوست، به این معنا است که احتمال کمتری وجود دارد برنامه‌ی روزانه‌ی تمرینتان را تغییر دهید؛ زیرا نمی‌خواهید دوستتان را ناامید کنید. در این مسابقه نیز کار کردن با یک دوست یا همکاری که به او احترام می‌گذارید، باعث می‌شود با جدیت بیش‌تری کار کنید.

۱۶- تمرین قبل از شروع کردن را فراموش نکنید.

لازم نیست از ابتدا در رمان خود غرق شوید. با مرور کردن آن‌چه دیروز نوشته‌اید، ذهنتان را آماده کنید. حتی می‌توانید با لوگو یا پازل نیز این کار را انجام دهید. تنها باید ذهنتان را از آن‌چه قبلا انجام می‌داده‌اید، دور کرده و برای کار جدید آماده شوید.

۱۷- عوامل برهم زدن تمرکزتان را حذف کنید.

تلفنتان را خاموش کنید. مرورگرتان را ببندید. تنها چیزی که نیاز دارید، قلم و کاغذ، یا هر نرم‌افزاری که برای نوشتن استفاده می‌کنید، است. تنها چیزی هم که نیاز ندارید وای‌فای است.

۱۸- جستجوی اطلاعات و تحقیق را فراموش کنید.

برای نوشتن رمان، داستان کوتاه و کتاب‌های تجاری، تحقیق بسیار مهم است؛در ابتدا به این فکر کنید که آیا از نوشتن لذت می‌برید یا نه؛ و تنها بر عمل نوشتن تمرکز کنید.

۱۹- لطمات درونی را بذیرید.

اگر آن‌چه می‌نویسید از قلب شما سرچشمه می‌گیرد، پس احتمالا گریه خواهید کرد. خاطرات غم‌انگیز را پنهان نکنید. با توجه به وضعیت شما و آن خاطرات، این لحظات ممکن است شادی‌بخش یا غم‌انگیز باشند. اجازه ندهید این وضعیت نوشتن شما را مختل کند. اگر باید گریه کنید، این کار را انجام دهید و بعد به نوشتن ادامه دهید. اگر ادامه دادن سخت است، برای خودتان نوشته‌ی کوتاهی درباره‌ی احساستان بنویسید و سپس به کارتان ادامه دهید.

۲۰- انتظار خود را معقول کنید.

اگر قبلا هرگز کتاب ننوشته‌اید، نباید انتظار داشته باشید در طی یک ماه بر کل متن تسلط پیدا کنید. تمرینِ بلند مدت به صرف زمان زیادی نیاز دارد.

چگونه کتاب بنویسیم ؟

چگونه کتاب بنویسیم ؟

ممکن است هر کدام از ما در فکر خود ایده‌هایی برای نگارش داشته باشیم ولی وقتی سخن از به رشته سخن درآوردن این افکار و کتابت آنها می رسد، پشتمان می لرزد و با خود می گوییم: من و نویسندگی؟! اما نه، برای این یک مورد زهی خیال باطل نگویید، آن قدرها دشوار نیست، کافی است راه و رسم آن را فرا گیرید.

نخستین مانعی که در این راه وجود دارد نبود ایده است، نمی دانیم از کجا شروع کنیم، حتی اگر ایده های پراکنده ای هم داشته باشیم، منسجم کردن آنها با شکستن شاخ غول هم ارز می‌باشد، این نوشتار سعی می‌کند آمادگی ذهنی جهت شروع نگارش یک کتاب را فراهم کند.
زمان و مکان درست را انتخاب کنید، خیلی از ما حتی اگر همه مقدمات فراهم باشد، کمبود زمان اجازه این مهم را نمی‌دهد، لذا اگر در این موضوع مصمم هستید، می توانید زمانی را با توجه به شرایط شغلی و خانوادگی خود کنار بگذارید و در مکانی خلوت و آرام به نوشتن بپردازید، این زمان می تواند ساعات انتهایی شب یا هنگام سپیده‌دم باشد، صبح ها می‌توانید یک ساعت زودتر برخواسته و در حالی که ذهنی بی‌نهایت آرام دارید به نوشتن بپردازید.
اما موضوعی که نمی توان از آن گذشت محتواست، چه بنویسیم؟ لازم نیست حتما عالم به تمام جنبه های یک موضوع باشید و یا سخنران بلامنازع رشته یا فنی بوده تا جرات نگارش کتاب پیدا کنید، هر کتاب می تواند پاسخ به یکسری پرسش‌های پرسیده نشده باشد، پس آن پرسش‌ها را بیابید، ممکن است موضوعی ذهن شما را درگیر کند، فرض کنید شما علاقه‌مند به گیاهان بوده ولی هیچ اطلاعاتی در این زمینه ندارید، پس شروع به تحقیق کنید و در کتاب و مقاله‌ها، از کارکشتگان این رشته یا سایر روش‌ها اطلاعات کسب کنید، حال شما یک سوال و پاسخی برای آن دارید، دست به کار شوید، آن‌ها را بنویسید و با این فداکاری زحمت دین خود به کسانی که پیش از این به بسیاری از پرسش‌های شما پاسخ داده‌اند را ادا کنید، حال شما گردآورنده یک کتاب هستید.
برای نوشتن ابتدا لازم است حوزه‌ای را تعیین کنید، به طور مثال شما مدیر یا بنیانگذار یک سازمان هستید، فرصتی فراهم شده تا از تجربیات خود بگویید یا سوالاتی که پاسخ آن‌ها را در طی این سالها یافته اید با دیگران به اشتراک بگذارید، همانگونه که پیشینیان شما نیز این‌چنین کردند، بعد از تعیین حوزه لازم است چند زیر مجموعه مهم درباره آن موضوع را انتخاب کنید، به طور مثال چند بخش از سازمان خود را در نظر بگیرید، بطور مثال ایده محوری و چالش‌ها، مدیریت و کارمندان، حقوق و پاداش و موضوعاتی از این قبیل، حال هر بخش را نیز به زیر بخش‌هایی تقسیم کنید، مثلا در حوزه مدیریت و کارمندان مسائل کلیدی می‌تواند ساعت کار و افزایش بهره‌وری، محیط و مسائل انگیزشی، و در بخش هایی نظیر حقوق،  تاثیرات پاداش در کارایی و در حوزه مالی کاهش هزینه‌ها باشد؛ حال وقت آن رسیده که به مدتها پیش بازگردید، زمانی که این تجارب را نداشتید، تک‌تک سوال هایی که آن زمان از خود می پرسیدید و حالا پرسش آن را می دانید به روی کاغذ بیاورید، خوب نظاره کنید، تعداد قابل توجهی سوال کلیدی در اختیار دارید، مثل یک والد دلسوز با آرامش و به تفصیل به هر کدام از آنها پاسخ دهی، از تجربه‌ها، آزمون‌ها و خطاها، مطالبی که آموخته اید سخن بگویید، نمونه‌ای عینی از مثالی که زده شد کتاب “سنگ فرش هر خیابان از طلاست” نوشته آقای کیم ووچونگ می باشد که از تجربیات خود در صنایع دوو گفته است، یا کتاب هایی از این دست نظیر راه جنرال الکتریک و …

اما ذکر چند نکته برای شروع کار خالی از لطف نیست، موضوعات مورد‌نظر خود را فصل بندی کنید و سعی کنید تناسب میان متن و فصل را رعایت کنید، تا حد امکان بهتر است فصل‌ها تعداد صفحاتی نزدیک به هم داشته باشند یا حداقل به زیر فصل های مساوی تقسیم گردند.
بخش هایی از کتابتان را به متخصصان حوزه مربوطه نشان دهید تا ارزیابی کنند و از هر بخش بازخوردهای مناسبی داشته باشید.

خانم سوفی کینسلا نویسنده کتابهای پرفروش مانند مجموعه ای با عنوان “معتاد به خرید”، “می توانی رازی را نگه داری؟”، “شب عروسی” و “الهه ای که خانه دار نیست” است.

کتب او به بیش از چهل زبان مختلف ترجمه شده و بر اساس یکی از کتابهایش به نام “اعتراف یک معتاد به خرید” یک فیلم سینمایی ساخته شده است.

این خانم برای کسانی که می خواهند نویسنده کتب پرفروش شوند، 10 توصیه دارد.

۱- همیشه یک دفتر یادداشت همراه خود داشته باشید

همیشه و هر کجا که می روید یک دفتر یادداشت همراه خود ببرید و هر چیزی را که به ذهنتان می رسد بنویسید، حتی اگر در آن لحظه نکته نامربوطی به نظر بیاید. از نکات پراکنده و گذرایی که به ذهن می رسد و یا مطالبی که ممکن است در مکالمات دیگران بشنویم می توان استفاده های فراوانی کرد.

عادت کنید که به عنوان یک نویسنده به زندگی نگاه کنید و همه چیز را بنویسید. فعلا نگران این نباشید که نتیجه همه اینها چه خواهد شد، به عنوان یک عادت یا سرگرمی بنویسید. چون وقتی که یک فکر بزرگی به ذهنتان برسد و بخواهید کتابی بنویسید به نوشتن عادت کرده اید و در عین حال مواد خام زیادی خواهید داشت که می توانید از آن استفاده کنید.

۲- فکر کنید اگر می شد چه می شد و مطالعه کنید

شروع کنید به نگاه کردن به دنیا با این نگاه و سئوال که اگر می شد چه می شد. سرنخ ها و ایده های محتمل برای نوشتن یک داستان را جمع آوری کنید.

خودتان را به نوشتن عادت دهید، می توانید یک موضوع یا یک مفهوم کوچک را انتخاب کرده و با نوشتن آن را به چیز دیگری تبدیل کنید. سعی کنید از این تمرین های نگارشی لذت ببرید و در ضمن ببینید چه ظرفیت هایی می توانند داشته باشند.

ممکن است خیلی ناچیز و بی اهمیت به نظر برسد ولی اگر احساس می کنید که حتی یک ذره قابلیت تبدیل شدن به یک داستان را دارد ذهن خود را به روی حالت های محتمل برای پرورش داستان بازنگه دارید و بعد خواهید دید که مرتب ایده های جدیدی به ذهنتان خواهد رسید.

اگر می خواهید نویسنده شوید مطالعه واقعا حیاتی است. من از دوران کودکی خوره کتاب و مطالعه بوده ام. من از آن بچه هایی بودم که سر میز صبحانه به جای حرف زدن با دیگران نوشته های روی جعبه بیسکوئیت و یا پاکت شیر را بارها و بارها می خواندم.

۳- کتابی را بنویسید که خودتان دوست دارید آن را بخوانید

خیلی ها فکر می کنند که برای رضایت دیگران باید بنویسند، برای جلب توجه خواننده ها و یا منتقدان و افکار عمومی. غریزه من همیشه به من گفته که نمی توان تمایل و نظر دیگران را حدس زد.

کاری که می توانید بکنید این است که خودتان را جای یک خواننده بگذارید و ببینید که خود شما دوست دارید چه چیزی بخوانید. یکی از راههای تجسم کردن این حالت این است که به یک کتابفروشی بروید و تصور کنید که چه کتابی را دوست دارید از قفسه ها بردارید.

به احتمال زیاد اگر خود شما بخواهید یک کتابی را از قفسه های کتابفروشی بردارید سایرین هم دوست دارند آن را بخوانند. بنابراین همیشه از خودتان شروع کنید و چیزی بنویسید که خود شما را خوشحال و راضی می کند.

۴- در مورد چیزهایی که دارید می نویسید صحبت نکنید

من موقع نوشتن یک کتاب جدید خیلی پنهان کار هستم. به نظر من نویسنده ها افراد آسیب پذیر و شکننده ای هستند و مثل پروانه ها به راحتی مچاله می شوند.

اگر شما مثل من فرد حساسی هستید، یک اظهار تردید و یا یک اظهار نظر منفی و تصادفی از سوی دیگران ممکن است اعتماد به نفس شما در مورد نوشتن داستان را خرد کند.

به نظر من بهتر است همه این تمرین ها و نوشتن ها را به شکل خصوصی انجام دهید چون در آن حالت با آزادی کامل و بدون نگرانی از قضاوت دیگران و اینکه نتیجه کارتان چه خواهد شد، می توانید هر کاری که می خواهید بکنید.

به محض اینکه شما داستان خود را علنی کرده و آن را در معرض قضاوت و اظهار نظر دیگران بگذارید به مانعی بر سر راه خلاقیت شما بدل خواهد شد.

تنها کسی که من نوشته هایم را به او می دهم تا بخواند همسرم است و او از مدتها قبل براساس یک توافق دو طرفه بین ما دقیقا می داند که چه چیزهایی را نمی تواند بگوید.

به نظر من داستانی که در حال نوشته شدن است یک چیزب بسیار با ارزش و در عین حال نامشخصی است که به سادگی می تواند آسیب ببیند و یا از بین برود. بنابراین باید به خوبی از آن محافظت کنید.

۵- ژانر را فراموش کنید، صدای خود را بیابید

به نظر من یکی از دشوارترین کارها برای یک نویسنده پیدا کردن صدای منحصر به فرد او است. باید دقیقا متوجه شوید از نوشتن چه چیزهایی و به چه شیوه ای لذت می برید.

حقیقت این است که اگر کار نویسندگی را شروع کنید اوقات زیادی از زندگی خود را صرف این کار خواهید کرد پس بهتر است چیزی بنویسید که از آن لذت می برید و واقعا می توانید آن را بنویسید.

از آزمایش ها و شروع هایی که ممکن است به نتیجه نرسند نهراسید. یک بار سعی کردم یک داستان تریلر بنویسم و یادم هست که ناشرم به من گفت زمینه داستان جالب است ولی همه شخصیت ها خیلی معصوم و درستکارند. حق با او بود من داستانی خلق کرده بودم که در آن آدم های بسیار معمولی و معصوم راه می افتادند و همدیگر را می کشتند.

زیاد به این فکر نکنید که در چه ژانری باید بنویسید، شاید شما توانستید ژانری کاملا جدید را ابداع کنید. به جای فکر کردن به ژانر با خودتان بگویید که می خواهم یک داستان بنویسم و منتظر می شوم تا دیگران برای آن ژانری مناسب پیدا کنند. موضوع مهم این است که شما داستان و صدای ویژه خودتان را پیدا کنید.

۶- تا آخر کار پیش بروید

این دشوارترین و مهم ترین چیز است چون خیلی ها برای نوشتن یک داستان ایده هایی دارند. اولین مرحله این است که به جای حرف زدن در مورد آن واقعا آن را بنویسیم و مرحله بعدی این است که تا رسیدن به پایان داستان به نوشتن ادامه دهیم.

همه وقتی که به وسط داستانی می رسند احساس تردید می کنند و یا خسته می شوند. ممکن است داستان و تک تک شخصیت های آن شما را کلافه و کسل کند و حتی از آنها متنفر شوید. از خودتان خواهید پرسید که چرا از اساس نوشتن این داستان اسفبار را شروع کردم.

حقیقت این است که نوشتن هر کتابی کار سختی است و همه در مرحله ای سرشان به دیوار می خورد. ممکن است در طرح کلی داستان خلائی به وجود بیاید و یا نتوانید صحنه ای را به خوبی تمام کنید. ولی نکته مهم این است که باید به هر شکلی که شده به پایان کار برسید.

حتی اگر بهترین نسخه اولیه نباشد و به تصحیح و بازنویسی نیاز داشته باشد، حداقل شما نوشتن کتابی را تمام کرده اید تا بعدا آن را بازنویسی کنید.

۷- پیاده روی کنید و کوکتل بنوشید

همه در نوشتن زمانی گیر می کنند. نوشیدن کوکتل خیلی به من کمک می کند و این حقیقت دارد. هر موقع که در نوشتن داستان گیر می کنم با همسرم می رویم بیرون و کوکتل می نوشیم و همراه با نوشیدن صحبت می کنیم و در پایان شب همیشه گره هایی را که بر سر راه ادامه داستان وجود دارند باز می کنیم.

به تجربه من بیرون رفتن و صحبت کردن هم تفریح است و هم می تواند شما را از حالت کلافگی خارج کند. هیچ چیزی بدتر از نشستن پشت میز و خیره شدن به صفحه کامپیوتر و آن حالت استیصال نیست. باید نوشتن را در آن لحظات رها کنید و بیرون بروید.

کار دیگری که می تواند کمک بکند پیاده روی است. به نظرم هیچ چیزی مثل پیاده روی گره هایی را که در مغز ایجاد شده اند از هم باز نمی کند. گاهی اوقات ممکن است ساعت ها پشت میزتان بنشینید و هیچ راه حلی به ذهنتان نرسد . ولی به محض اینکه می روید بیرون و کمی پیاده روی می کنید همه چیزهایی که منتظرش بوده اید به ذهنتان می آید.

۸- برای کتابهایتان طرح و نقشه بریزید

بخش طرح ریزی برای من بسیار مهم است و حداقل ماهها و شاید گاهی سالها طول می کشد. من نوشتن کتابها را در محل کارم انجام می دهم ولی موقع تهیه طرح کلی کتابها معمولا به چایخانه و کافه می روم. من محیط پر جنب و جوش و بودن در جمع تعداد زیادی از مردم ولی کماکان گمنام ماندن را دوست دارم.

نکات اصلی طرح کتاب را روی کارت های مقوایی مخصوص بایگانی می نویسم و آنها را به دیوار می چسبانم. بعد کمی از دیوار فاصله می گیرم و به آنها نگاه می کنم تا ببینم آیا از ساخت کلی داستان خوشم می آید و یا نه. اگر راضی نباشم می توانم محل این کارت ها را و در نتیجه روال کلی داستان را جابجا کنم. این قسمت از کار بسیار ارضا کننده است، درست مثل حل کردن جدول کلمات.

حقیقت این است که می توان در طراحی کلی داستان وقت زیادی صرف کرد و بارها آن را تصحیح و تکمیل کرد ولی به هنگام نوشتن داستان معمولا این طرح ریزی ها تغییر می کنند و چاره ای جز این نیست. اما بدنه میانی و پایان خوب داستان دقیقا به همان اندازه ساختن طرحی کلی و شروعی خوب مهم است.

۹. کارگزار خوبی پیدا کنید و استم مستعاری انتخاب کنید

فکر می کنم تاکنون در مجموع ۲۰ کتاب نوشته ام در تمام این مدت فقط یک کارگزار داشتم.

انتخاب این کارگزار شاید بهترین کاری است که انجام داده ام چون او مرا راهنمایی می کند، در عین حال برای من مثل یک دوست بسیار خوب بوده و تمام مسایل مالی و اقتصادی مربوط چاپ و توزیع کتاب را انجام می دهد. بدون کمک های او من واقعا نمی دانستم حتی از کجا شروع کنم.

استفاده از اسم مستعار فواید زیادی دارد. به حفظ حریم خصوصی شما کمک می کند. در این حالت می توانید اسم حرفه ای و اسم خصوصی داشته باشید. به نظرم در کمتر رشته کاری مثل نویسندگی می توان به این سادگی یک هویت دیگر برای خود خلق کرد. واقعا عالی است.

۱۰- خود بعدی تان را بنویسید

هر کسی داستانی برای گفتن دارد و هر کسی می تواند نگارش خود را بهتر کند. برخی از تکنیک های نویسندگی را می توان آموخت و شما هم باید سعی کنید که یاد بگیرید و کارتان را بهتر کنید. من هنوز هم با نوشتن هر کتاب نکات جدیدی را یاد می گیرم.

به نظر من دلیلی وجود ندارد که همه مردم حداقل یک کتاب ننویسند. به نظرم همه مردم جهان به حد کافی جالب هستند و بنابراین چرا نباید داستان خود را بنویسند؟

شما چیزی را می نویسید که می شود و می توانید بنویسید. به نظرم نمی توان تصمیم گرفت که من می خواهم این یا آن کتاب مشخص را بنویسم.

به اعتقاد من این نوشتن است که شما را پیدا می کند. بنابراین با خودتان فکر نکنید که می خواهم داستانی مثل رمز داوینچی و یا چیزی شبیه آثار اسیتون کینگ بنویسم. خود بعدی تان را بنویسید، شما پدیده بزرگ بعدی خواهید بود.

بازگشت به بالا