[us_single_image image=”6270″]

چرا باید کتاب چاپ کنم؟

آیا می دانستید داشتن و چاپ کتاب در رزومه تحصیلی و شغلی چقدر با ارزش است و اهمیت زیادی دارد؟

داشتن کتاب (تالیف و ترجمه) دارای ۲۰ نمره در مصاحبه دکتری در هر رشته ای است. این در حالیست که ارزش هر مقاله ISI حداکثر دارای ۷ امتیاز و ارزش هر مقاله علمی – پژوهشی حداکثر ۵ نمره و هر مقاله علمی – ترویجی دارای ۲ امتیاز می باشد.
بسیاری از دانشجویان کارشناسی ارشد نمی دانند که با هزینه های بسیار کم می توانند پایان نامه خود را به کتاب تبدیل کنند. از آنجایی که یک کتاب علمی که برگرفته از پایان نامه باشد، در مصاحبه دکترا و آزمون های استخدامی، یک امتیاز مثبت محسوب می شود.
تبدیل پایان نامه به کتاب با هزینه ای بسیار کم امکانپذیر است. کسانی که استخدام هستند یا برای مصاحبه، قصد چنین کاری را دارند، لازم نیست که کتاب خود را در تیراژ بالا مثلاًً بالای ۱۰۰۰ جلد چاپ کنند. آنها می توانند کتاب خود را در تیراژهای دلخواه چاپ نمایند. همچنین کتاب با اخذ مجوز چاپ از وزارت ارشاد و اخذ شابک ISBN از اداره شابک و نیز اخذ فیپا از کتابخانه ملی، در وزارت ارشاد و کتابخانه ملی ثبت و اعلام وصول می شود و دارای همه ی امتیازات لازم جهات ارائه در رزومه های تحصیلات تکمیلی و یا رزومه های اخذ دانشیاری، شغلی و ارتقای تحصیلی معلمان و مربیان خواهد بود.
شما در هر زمینه ای که فعالیت دارید، شاغلید، هنرمندید، استادید، دانشجو هستید و … چاپ کتاب برای شما به منزله ی اعتبار علمی خواهد بود. شما با چاپ کتاب در زمینه فعالیت خود می توانید وجهه ای کاملاً متفاوت با قبل پیدا کرده و در زمینه فعالیت خود فرد موفق تری باشید و با چاپ مطالب و کتاب خود، به عرضه و نمایش غنای علمی تان بیافزائید و قدمی موثر در راه ارتقا دانش کشورمان بردارید. تلاش ما بر این است که با کمترین هزینه، بهترین کیفیت و بیشترین خدمات در خدمت شما عزیزان باشیم .
اگر شما دانشجو هستید، چاپ کتاب به منزله ی تفاوت شما با دیگر دانشجویان و داوطلبان آزمونها و کنکورهاست. داوطلبان ورود به دوره دکتری و برخی رشته های کارشناسی ارشد مجبور به طی مصاحبه و کسب امتیازهای لازم از آن هستند که چاپ کتاب بسیار بیشتر از اخذ اکسپت و چاپ مقالات علمی – پژوهشی حائز امتیاز می باشد.

کتاب خواندن از ویژگی هایی است که بسیاری از ما دوست داریم آن را دارا باشیم، اما بیشتر ما وقت و حوصله کافی را برای خواندن کتاب صرف نمیکنیم. برخی از مهمترین نکات در مورد کتابخوانی:

قبل از هر چیز باید بیندیشیم که چه عواملی مانع مطالعه ما می شوند  تا در مورد برطرف کردن آنها فکر کنیم:

۱) احساس میکنیم سرعت خواندن ما کند است و پیشرفت خوبی نداریم.

۲) مطالعه کتابها را آغاز میکنیم اما آنها را به پایان نمیبریم.

۳) در زمان مطالعه کردن، نمیتوانیم به شکل کامل و مناسب، تمرکز داشته باشیم.

۴) کتابخوانی برای ما خسته کننده است.

۵) حوصله متن های طولانی را نداریم.

۶) کتابخوانی و مطالعه در کوتاه مدت برای بسیاری از ما، لذت ایجاد نمیکند.

۷) بسیاری از کتابهایی که میخوانیم به «توصیه» یا «تحمیل» دیگران تعیین شده است.

۸) خواندن یک کتاب به تنهایی (و بدون مشارکت دیگران) کاری است که حوصله بسیار میخواهد که از حد توان بسیاری از ما خارج است.

۹) در لحظاتی که تصمیم به مطالعه و کتابخوانی میگیریم، کتاب مناسبی در اختیار ما یا در ذهن ما وجود ندارد.

در مورد هر یک از این نکات، موارد زیر را در نظر بگیرید:

۱) کلاسهای تندخوانی در سراسر جهان، به شرکت کنندگان خود این وعده را میدهند که میتوانند سریع تر و بهتر بخوانند. این حرف تا حد زیادی درست است. ما چشم های خود را به شیوه درست روی متن حرکت نمیدهیم. گاه یک جمله یا پاراگراف را چند بار میخوانیم و …

اما در کنار رفع این ایرادها، واقعیت این است که یادگیری تکنیکهای تندتر خواندن الزاماً مزیتی ایجاد نمیکند. شاید برای خواندن رمان یا روزنامه ها، تندخوانی مفید باشد، اما در مورد کتابهای آموزشی چنین نیست. بسیاری از کتابها را باید مثل آب، جرعه جرعه نوشید تا اثر آن مشخص و محسوس باشد. ضمن اینکه #یادگیری، اساساً برقراری ارتباط بین آموخته های جدید و دانسته های قبلی است و کسی که شتابزده کتاب میخواند، ممکن است کتاب را به شکل کامل بخواند و بفهمد، اما الزاماً کتاب را «یاد» نمیگیرد.

۲) هیچ دلیلی وجود ندارد که کتابی را که آغاز کرده اید به پایان ببرید. کمال گرا نباشید. ممکن است چند کتاب را ببینید و بگیرید و بخوانید و در نیمه راه رها کنید. ایراد از شما نیست. بلکه شاید کتاب مناسب و جذاب را پیدا نکرده اید. مطمئن باشید پس از مدتی که سلیقه کتابخوانی خود را بهتر بشناسید، این نوع کتابهای نصفه و نیمه، سهم کمتری را به خود اختصاص خواهند داد.

۳) خیلی بدیهی به نظر میرسد. اما مهم است که قبل از شروع به خواندن کتاب، اینترنت و موبایل و تلویزیون از شما دور باشد. تماسهای مهم را قبل از کتابخوانی بگیرید. ایمیل های مهم را قبلاً چک کنید. وبگردی ها را انجام دهید و آنگاه، به سراغ مطالعه بروید.

۴) ترجیحاً مکان مشخصی را برای مطالعه در منزل یا محل کار در نظر بگیرید. مطالعه باید لذت بخش ترین فعالیت ما باشد. برای مطالعه، لازم نیست شرایط «حبس در سلول انفرادی» را ایجاد کنید. بهتر است قبل از شروع به مطالعه، در کنار خود، چای یا هر نوشیدنی یا خوراکی دیگری را که مورد علاقه تان است، قرار دهید، تا در ذهن شما، لحظات کتابخوانی با خاطره های خوب ثبت شود. فراموش نکنید که ما هم مانند هر موجود دیگری، به سادگی شرطی میشویم!

۵) متأسفانه این ویژگی عصر ما و نسل ماست که به متنهای کوتاه و مینیمالیستی (به معنای عام آن نه به معنای ادبی آن) علاقمند هستیم. فیس بوک و توییتر و … ما را عادت داده اند که متن های کوتاه بخوانیم. جملات طولانی در فیس بوک، عموماً لایک نمیشوند و به اشتراک گذاشته نمیشوند. اما واقعیت این است که جملات کوتاه، ممکن است به صورت لحظه ای احساس خوب ایجاد کنند یا الهام بخش باشند، اما هرگز اثر یک متن طولانی را ندارند. برای ترویج عادت مطالعه، لازم است از فضاهای مینیمال کمی فاصله بگیریم. نه اینکه فیس بوک و توییتر و … را ترک کنیم. اما به خاطر داشته باشیم که عادت دائمی به خواندن متن های کوتاه، حوصله ما را در مطالعه متن های طولانی کاهش میدهند.

۶) یکی از لذتهایی که بسیاری از کتابخوان ها تجربه کرده اند، صحبت با دیگران در خصوص کتابهایی است که خوانده اند. این فرصت را از دست ندهید. اگر فرصت محدودی دارید و نمی‌توانید با دیگران، بنشینید و سر حوصله صحبت کنید، شاید راه اندازی یک وبلاگ ایده خوبی باشد. میتوانید پس از مطالعه هر کتاب، خلاصه کتاب یا نظرات خود را آنجا بنویسید. راه اندازی وبلاگ با استفاده از سرویسهایی مثل پرشین بلاگ یا بلاگ فا یا …، کار دشواری نیست.

۷) استفاده از نظر دیگران در کتاب خواندن خیلی خوب است. اما همیشه به یاد داشته باشیم که سلیقه انسانها در خواندن کتاب متفاوت است. هیچ ایرادی ندارد اگر شخصی که او را بسیار قبول دارم، کتابی را توصیه کند و من پس از خواندن چند صفحه، احساس کنم که آن کتاب، کتاب من نیست. ما در نظام آموزشی خود طی ۱۲ تا ۲۰ سال، می آموزیم که مطالبی را بخوانیم که دیگران ما را به خواندن آنها مجبور کرده اند. دقت کنیم که در ادامه زندگی، این عادت ناپسند را ادامه ندهیم…

۸) اگر میتوانید، با دوستان خود به صورت هماهنگ، یک کتاب مشخص را بخوانید و در مورد آن بحث کنید.

۹) اکثر کتابخوان های حرفه ای، لیستی از کتابهای خوب را در دفتر یادداشت یا تلفن همراه خود دارند و هر جا نامی از کتابی میشنوند، آنجا یادداشت میکنند تا در زمانی که فرصتی برای خرید کتاب یا مطالعه دست میدهد، «دست خالی» نباشند. شاید مراجعه به فهرست معرفی کتاب در متمم نقطه شروع خوبی باشد.

بسیاری از افراد کتابخوان، در یک ویژگی مشترک هستند. این افراد، به جای اینکه مقید باشند در ساعات خاصی از روز، جایی ببنشینند و کتاب بخوانند، همیشه همراه خود یک کتاب دارند تا در کوتاه ترین فرصتها، به خواندن آن بپردازند. شاید رها کردن بسیاری از لذتها و تفریحات و خواندن کتاب در یک ساعت مشخص در منزل یا محل کار، سخت و دشوار باشد، اما مطالعه کردن در زمانی که در مترو یا در یک سازمان بزرگ، به انتظار گذشت زمان نشسته ایم ساده تر و جذاب تر است.

بسیاری از ما، مطالعه را نه با هدف افزایش اطلاعات و دانسته ها و باز شدن افق دید، بلکه برای فرار از مشکلات و مسائل روزمره انتخاب میکنیم. زمانی که از دوست یا همسر یا مدیر خود دلگیر هستیم، گوشه ای مینشینیم و کتاب ورق میزنیم. شاید این کار در کوتاه مدت، مفید باشد اما در بلندمدت ما را شرطی میکند و ذهن ما عادت میکند که «کتاب»، «همراه لحظات تلخ زندگی» ماست.

در پایان، پیشنهاد میشود خود را به خواندن کتابهای دیجیتال عادت ندهید. برای کسانی که عادت کتابخوانی دارند، کتاب دیجیتال یا مکتوب (هاردکپی) تفاوتی ندارد. اما برای کسانی که به تازگی خود را به کتابخوانی عادت میدهند، لمس کردن برگه های کاغذ، خط کشیدن زیر نوشته ها، دیدن نشانه میانه کتاب که مشخص میکند بخشی از کتاب خوانده شده، باز شدن شیرازه کتاب و جدا شدن برگه های آن (ناشی از بارها مرور یک کتاب)، همه و همه میتوانند احساس خوب ایجاد کنند. احساسی که ما را به خواندن کتابهای بیشتر ترغیب میکند.

در این معرفی میخواهیم پرفروش ترین کتاب ها یا رمان ها در سرتاسر دنیا در دهه ها و قرن های اخیر را برای شما معرفی کنیم. این معیار که اکثر جوامع مختلف در نسل های مختلف، یک کتاب را پسندیده باشند حتما یکی از بهترین و معتبرترین لیست های «کتاب های ضروری برای خواندن» را تشکیل خواهد داد.

اگر یک کتابخوان حرفه ای نبوده باشید و بخواهید کتابی در دست بگیرید و مطالعه کنید و از طرفی فرد باتجربه ای هم اطرافتان نداشته باشید، مجبورید به لیست های مختلف رجوع کنید. اما فراوانی این لیست ها که بر اساس معیارهای مختلف و توسط افراد با سلایق متفاوت تهیه شده اند، شما را بیش از پیش گیج خواهد کرد. ما به کمک شتافتیم و قصد داریم پرفروش ترین کتاب ها یا رمان ها در سرتاسر دنیا در دهه ها و قرن های اخیر را برایتان معرفی کنیم

شش کتاب پر فروش جهان از نگاه ویکی پدیا :

کتاب عنوان اصلی نویسنده گونه زبان اصلی چاپ اول فروش تقریبی
«داستان دو شهر» A Tale of Two Cities چارلز دیکنز رمان تاریخی انگلیسی ۱۸۵۹  ۲۰۰میلیون
«ارباب حلقه‌ها» The Lord Of The Rings جی.آر.آر تالکین خیال پردازی حماسی انگلیسی ۱۹۵۴–۱۹۵۵ ۱۵۰ میلیون
«هابیت» The Hobbit جی.آر.آر تالکین فانتزی کودکانه انگلیسی ۱۹۳۷ ۱۴۰ میلیون
شازده کوچولو The little prince آنتوان دو سنت اگزوپری فانتزی فرانسوی ۱۹۴۳ ۱۴۰ میلیون
«رؤیای تالار سرخ» 红楼梦 کائو ژوکین حماسه خانوادگی چینی ۱۷۵۹–۱۷۹۱ ۱۰۰ میلیون
«ده بچه زنگی» Ten Little Niggers آگاتا کریستی کار آگاهی انگلیسی ۱۹۳۹ ۱۰۰ میلیون

 

 فهرست تشریحی پر فروش ترین کتاب های جهان  پیشنهادی سایت مؤلفین طلایی :

 

  1. «داستان دو شهر» اثر چارلز دیکنز

“آزادی، برابری، برادری، یا مرگ؛ .. مرگ آسان ترین چیزی است که بر من ارزانی می داری، ای گیوتین!”

دکتر مانِت که حالا دیگر ساخورده شده، بعد از 18 سال که به عنوان زندانی سیاسی در باستیل حبس بوده، بالاخره آزاد می شود و در انگلستان به دخترش می پیوندد. در آنجا، زندگی دو مرد بسیار متفاوت، چارلز دارنی، سلطنت‌طلب تبعیدی فرانسوی و سیدنی کارتن، یک وکیل بدنام اما برجستۀ انگلیسی، به خاطر عشقشان به لوسی مانت دچار آشوب می شود. آنها بر خلاف میلشان، از جاده های آرام لندن به خیابان های کینه‌توز و خونین پاریس، در اوج سلطۀ وحشت، کشیده می شوند و خیلی زود خود را زیر سایۀ مرگ آور “گیوتین” می بینند.

  1. «ارباب حلقه ها» اثر جی. آر. آر. تالکین

سه گانۀ تالکین – «یاران حلقه»، «دو برج» و «بازگشت پادشاه» – یک شاهکار نبوغ آمیز است. این کتاب با بیشترین تعداد خواننده ها و تأثیرگذارترین فانتزی حماسی در تمام زمان ها، همچنین یکی از به یاد ماندنی ترین و محبوب ترین قصه هایی است که تاکنون گفته شده است. «ارباب حلقه ها» که در سال 1954 به چاپ رسید، چارچوبی را تنظیم کرده است که تمام فانتزی های حماسی و جستجو محور پس از آن بر اساس آن ساخته شده اند.

هابیت جوان، فرودو بگینز، با اصرار ساحر مرموز، گاندالف، برای نابود کردن حلقۀ یگانه، راهی سفری فوری و به طرزی باورنکردنی خیانت آمیز می شود. این حلقه که قرن ها پیش به دست ارباب تاریکی، سائورون، ساخته و گم شده است، سلاح شیطان است و سائورون ناامیدانه قصد دارد آن را به او بازگردانند.

اگر ارباب تاریکی یک بار دیگر این حلقه را به دست آورد، خشم خود را در سراسر سرزمین میانه خواهد گسترد. تنها راه جلوگیری از تحقق این سرنوشت ناگوار، بازگرداندن حلقه به موردور است، یعنی تنها جایی که می توان آن را نابود کند. بدبختانه، موردور نیز استراحتگاه سائورون است.

خواندن ارباب حلقه ها نه تنها برای علاقمندان به فانتزی، بلکه برای دوستداران ادبیات کلاسیک نیز ضروری است.

 

  1. «شازده کوچولو» اثر آنتوان دو سنت اگزوپری

 

«شازده کوچولو» تمثیلی اخلاقی و اتوبیوگرافی معنوی است که بیشتر از تمام کتاب های فرانسوی زبان ترجمه شده است. این کتاب، با افسونی بی پایان، داستان پسرکی را می گوید که امنیت ستارۀ کوچک خود را رها کرده تا در جهان سفر کند و در برخورد هایی شگفت آور از خیال پرستی رفتار های بزرگسالان آگاه می شود. ادیسۀ شخصی او در سفر به سیارۀ زمین و ماجرا های بعدی آن به اوج خود می رسد.

  1. «هابیت» اثر جی. آر. آر. تالکین

داستان هابیت، در زمان کم رنگ شدن دنیای موجودات افسانه ای و قدرت گرفتن حکومت انسان ها قرار دارد. داستان در مورد هابیت خانه دوستی به نام بیلبو بگینز است که بر طبق یک درخواست، برای گرفتن سهم خود از گنجی گرانبها که توسط اسماگ اژدها محافظت می شود، به سفر می رود. سفر بیلبو، او را از سرزمین آرام و راحت به محیطی شیطانی می برد.

  1. «رویای اتاق سرخ» اثر کائو شوئکین

«رویای اتاق سرخ» برای بیشتر از یک قرن و نیم، در چین بزرگ ترین رمان شناخته می شد، داستان عشق رومئو و ژولیت چینی و پرتره ای از یکی از بزرگ ترین تمدن های جهان.

  1. «و سپس هیچکس نبود» اثر آگاتا کریستی

«ابتدا، ده نفر بودند» – دسته بندی عجیبی از غریبه هایی که به عنوان مهمانان آخر هفته به جزیره ای شخصی در خارج از ساحل دوون دعوت شده اند. میزبان آنها، میلیونری عجیب و غریب است که هیچ کدام او را نمی شناسند و خود در خانه حضور ندارد.

تنها وجه مشترک این مهمانان گذشته ای گناه آلود است که تمایلی به افشای آن ندارند و رازی که سرنوشت شوم آنها را تضمین خواهد کرد. زیرا هر کدام هدف قتل هستند. آنها یکی یکی شکار می شوند. قبل از این که هفته به پایان برسد، هیچ کس باقی نخواهد ماند. و تنها مرده ها از سوء ظن در امانند.

  1. «شیر، جادوگر، و کمد لباس» (سرگذشت نارنیا) اثر سی. اس. لوئیس

آنها دری را باز می کنند و وارد دنیایی دیگر می شوند. نارنیا … سرزمینی در پس کمد لباس، کشوری اسرار آمیز که تنها پیتر، سوزان، ادموند و لوسی آن را می شناسند… جایی که ماجراها از آنجا شروع می شود.

لوسی اولین کسی است که از راز کمد خانۀ قدیمی پروفسور باخبر می شود.

اولین بار که او ماجراهایش را در سرزمین نارنیا تعریف می کند، کسی حرف او را باور نمی کند. اما خیلی زود، ادموند و بعد پیتر و سوزان به جادوی کمد پی می برند و با اصلان، شیر بزرگ، دیدار می کنند. در یک چشم بر هم زدن، زندگی آنها برای همیشه دگرگون می شود.

  1. «او» اثر اچ. رایدر هاگارد

«او» داستان استاد کمبریج هورس هالی و نگهبان او لیو وینسی و سفر آنها به یک امپراتوری گمشده در آفریقا است. دلیل اصلی سفر آنها بستۀ اسرارآمیزی است که پدر لیو به او سپرده تا در روز تولد 25 سالگی اش آن را باز کند؛ بسته حاوی تکه ای از یک کوزۀ سفالی و اسنادی است که رازی قدیمی را دربارۀ خانوادۀ وینسی در بر دارند.

هالی و لیو سرانجام به آفریقای شرقی می رسند و در آنجا به نژادی بدوی از بومیان و یک ملکۀ سفیدپوست اسرارآمیز، عایشه، بر می خورند که این ملکه به عنوان “او”ی توانای مطلق و “اویی که باید اطاعت شود” بر آنها حکومت می کند و رابطه ای ناشناخته با لیوی جوان دارد.

این داستان بیانگر بسیاری از مفاهیم نژادی و تحولی مربوط به اواخر دوران ویکتوریایی، مخصوصاً مفاهیم تباهی و انحطاط نژادی در پایان قرن است. رمان با ترسیم چهرۀ “او”، به طور خاص، به مفاهیم اقتدار زنانه و رفتار زنانه پرداخته است و به خاطر معرفی خاص خود از زن بودن، به طور یکسان تحسین و انتقاد دریافت کرده است.

  1. «رمز داوینچی» اثر دن براون

رمزی هوشمندانه پنهان در آثار لئوناردو داوینچی. گردشی مأیوسانه در کلیساها و قلعه های اروپا. حقیقتی عجیب که قرن ها مخفی مانده … و سرانجام آشکار می شود. رابرت لانگدن، استاد نشانه شناسی هاروارد، زمانی که در پاریس به سر می برد، سحرگاه با زنگ تلفنی از خواب بیدار می شود.

نگهبان سالخوردۀ لوور داخل موزه به قتل رسیده و بدنش پوشیده از نشانه های گیج کننده است. زمانی که لانگدن و رمزگشای با استعداد فرانسوی، سوفی نوو، معماهای عجیب را دسته بندی می کنند، در کمال تعجب به کشف دنباله ای از سرنخ ها در آثار داوینچی می رسند؛ سرنخ هایی که برای همه قابل دیدن هستند اما به طرز هوشمندانه ای توسط نقاش در نقاشی ها پنهان شده اند.

شگفت‌انگیزتر آن که نگهبان کشته شده عضو دیر صهیون – یک انجمن مخفی که اعضای آن عبارت بوده اند از آیزاک نیوتن، ویکتور هوگو و داوینچی- بوده و از راز تاریخی هولناکی نگهبانی می کرده است. این حقیقت کهن و انفجاری به شرطی برای همیشه از بین خواهد رفت که لانگدن و نوو بتوانند، همزمان با اجتناب از دشمنی بدون چهره که بر تمام حرکات آنها سایه انداخته، این معمای پر پیچ و خم را رمزگشایی کنند.

  1. «بیاندیشید و ثروتمند شوید» اثر ناپلئون هیل

کتاب «بیاندیشید و ثروتمند شوید» “پدر بزرگ ادبیات انگیزشی” نامیده شده است. این اولین کتابی بود که جسورانه پرسید “چه چیزی از ما یک برنده می سازد؟” مردی که این سؤال را پرسید و به پاسخ آن گوش داد، ناپلئون هیل، اکنون خود در بالاترین رده های برنده های جهان به شمار می رود. معروف ترین معلم موفقیت “دارایی و بیشترین قسمت از یک عمر تلاش” خود را برای تولید “قانون موفقیت” صرف کرد، فلسفه ای که اساس کتاب های او را تشکیل می دهد و در این کتاب به خوبی خلاصه شده است.

در کتاب اصلی که در سال 1937 منتشر شد، هیل برای ترسیم اصول خود داستان هایی از اندرو کارنگی، تامس ادیسون، هنری فورد و دیگر میلیونرهای هم‌عصر خود آورده است. در نسخۀ بروز شدۀ کتاب، دکتر آرتور آر. فل، مؤلف، سخنران و مشاور در مدیریت منابع انسانی و کارشناس به کارگیری تفکر هیل، با زبردستی حکایت هایی از به ثروت رسیدن میلیونرها و میلیاردرهایی مانند بیل گیتس، مری کِی اَش، دیو تامس و سر جان تمپلتون را در هم آمیخته است. واژگان و مثال های منسوخ یا رمزآلود نیز به درستی با واژگان جدید جایگزین شده اند تا هر گونه مانعی برای نسل جدید خوانندگان از بین برود.

 

 

بازگشت به بالا